پنجشنبه 4 شهریور 1395 – روزنامه شهروند

سردر باغ ملی از نخستین بناهای حکومتی است که توسط رضاشاه و زمانی که عنوان سردار سپه را در اختیار داشت، در شهر تهران احداث می‏ شود. اين بنا بين سال‌های ١٢٩٩ تا ١٣٠١ خورشيدي در امتداد شمالی- جنوبی ورودي عمارت قزاقخانه جایگزین سردر ناصري (كه در گوشه جنوب شرقي ميدان مشق قرار داشت)، با ارتفاعي بيشتر و با سه گذرگاه بزرگ و کوچک ساخته و نقاره‌خانه‌ای نیز بالاي آن تعبيه شد. در کتیبه‌های بالایی منتهی‌الیه شرقی بنا، دو مصرع با مضمون «ندیم‌الملک از اسکندر گرفت افسر سپس گفتا- بنای درگه کسری قرین سد اسکندر ١٣٤٠» (تاریخ مذکور هجری قمری است) قرار دارد که حکایت از تاریخ اتمام بنا دارد. روی در فلزی، زیر توضیحات مربوط به فرآیند دستور ساخت توسط سردار سپه، عبارت «در قورخانه به دستور و مراقبت آقای خسروخان سردار اعتماد رئیس‌کل قورخانه ساخته زینت‌بخش بنای تاریخی گردید ١٣٤١ هجری» حک شده است که نشان از ساخت در، پس از اتمام بنا دارد. درعین‌حال، استفاده از عبارت «زینت‌بخش بنای تاریخی» حاکی از اهمیت اثر در آن زمان و نقش نمادین آن به‌عنوان نشانه‌ای از قدرتگیری رضاخان است، چرا که اثر در زمان ساخت عمری ندارد که معمر محسوب شود و اصطلاح تاریخی، اشاره به اهمیت آن دارد.

بنای سردر دارای دو پست نگهبانی در طرفین شرقی و غربی و اتاق دیده‏‌بانی مسقف بر فراز دروازه ورودی است و معماران دیگری نیز اﺳﺘﺎد ﺟﻌﻔﺮﺧﺎن، ﻣﻌﻤﺎر ﮐﺎﺷﺎﻧﯽ را در ساخت بنای سردر یاری کرده‏‌اند. اﺳﺘﺎد اﺳﻤﺎﻋﯿﻠﯽ، ﺳﻔﺖ‏ﮐﺎری را انجام داد، ﺳﺘﻮن‌ها ﺑﻪ دﺳﺖ اﺳﺘﺎد ﮐﺮﯾﻢ ﻣﻨﯿﮋه و کاشی‌های آن ﻧﯿﺰ ﺗﻮﺳﻂ اﺳﺘﺎد ﺧﺎک‏‌ﻧﮕﺎر ﻣﻘﺪم ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ.

این بنا با آمیزه‌ای از ﺳﺒﮏ معماری اﯾﺮاﻧﯽ – اروﭘﺎﯾﯽ به‌ویژه در کاشی‌کاری‌ها و کلاه‌فرنگی طراحی شده است. در کاشی‌کاری‌ بخش‌های بالایی از طرح‌ها و تصاویر اسلیمی، مسلسل، میدان جنگ، شخص سردارسپه با تفنگ ماکسیم (اسلحه موردعلاقه رضاخان)، دو فرشته پیروزی، پرچم سه رنگ ایران، گلوله توپ، ﭘﻠﻨﮓ، شیر و خورشید، سروده‌ها و آیه‌های ﻗﺮآنی و نام‌های ائمه ﺑﻪ‏ﺻﻮرت ﮐﺘﯿﺒﻪ زﯾﺮ کلاه‌فرنگی استفاده شده است. روی ﮐﺘﯿﺒﻪ، ﻧﻤﺎی بیرونی سروده‌هایی از ﻧﺪﯾﻢ‌اﻟﻤﻠﮏ دیده می‌شود که بخشی از آن با اشاره به تاریخ ساخت و نام سراینده معرفی شد.

کاشی‌کاری‌های این بنا با ﻧﻘﺶ دو ﺷﯿﺮ ﮐﻪ ﺗﺎﺟﯽ را در ﻣﯿﺎن گرفته‌اند، ﭘﻠﻨﮓ، ﺷﯿﺮ و ﺧﻮرﺷﯿﺪ و ﻣﺴﻠﺴﻞ طراحی شده اﺳﺖ. ﺳﺮدر، ﯾﮏ دروازه ﺳﻮاره‌رو و دو در برای گذر ﭘﯿﺎده در دو سوی آن دارد. در ساخت از مواد مختلفی چون شاسی چدنی، فولاد و برنز استفاده شده، در ﻗﻮرﺧﺎﻧﻪ تهران به دست اﺳﺘﺎد ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ ﮐﺮﻣﺎﻧﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. در بخش بالایی این بنا، جایگاه دیده‌بانی، نقاره‌زنی و گذر نیروهای نظامی طراحی شده است. در کاشی‌کاری‌های این بنا عناصری برای یادبود کودتای سوم اسفند و فتح تهران به دست رضاخان وجود دارد که از آن میان می‌توان تخریب برج و بارو با گلوله‌های توپ، رضاشاه درحال تیراندازی، دو فرشته پیروزی را نام برد.

سابق بر این در اطراف این سردر، دو اتاقک نگهبانی قرار داشت که به‌منظور ساخت بنای عمارت پست در جبهه‏ شرقی و ساختمان کمپانی نفت ایران و انگلیس در جبهه‏ غربی تخریب شدند. سردر باغ ملی را می‌توان یکی از زیباترین دروازه‌های تاریخی ایران به‌شمار آورد. پهنای دروازه باغ ملی از شرق به غرب، حدود ٢٦ متر است که با احتساب برج‌های نگهبانی سابق به کمتر از ٤٧ متر می‌رسد. ارتفاع بنا حدود ٢٢ متر تا زیر علمک پرچم و ٢٥ متر تا نوک آن است. از فضای فوقانی با کارکرد نقاره‌خانه و با هدف انتقال مرکزیت قدرت از ارگ حکومتی به میدان مشق استفاده می‌شده است.

مرحوم عین‌‏السلطنه در کتاب خاطرات خود تغییرات روی ‌داده در میدان مشق در این زمان را چنین شرح می‏‌دهد: «تغييرات طهران -ساختمان‌های نو- اما انسان مبهوت می‌ماند وقتی‌که نگاه به بنایي‌هاى جديد می‌‏كند كه با آن بى‏‌پولى، ساختن اين ‏همه ابنيه جديد براى چيست. درصورتي‏‌كه عمارت‏هاى قديم براى جزئى تعمير كه دارد ويران مى‏‌شود. ديوار ميدان‏ مشق‏ را برداشته‏‌اند هشت ذرع به خيابان مريضخانه وسعت داده‌‏اند. يك ‏سردر بسیار عالی وسط خيابان روب‏روى عمارت قزاق‏خانه مى‏‌دهند كه بالاى آن گفتند مجسمه سردار را خواهند گذاشت.» در جای دیگر می‌گوید: «پنجشنبه سلخ جمادی‌الاولی، ٢٧جدى- سردار سپه اعلي‌حضرت را ميدان مشق به سان قشون دعوت نموده بود. ما هم قضا قورتكى دعوت شده بوديم‏. يك سردر بسیار بسیار عالى كه مى‏‌گويند بيست الى بیست‌وپنج‌هزار تومان خرج آن شده، سمت جنوبى ميدان به خيابانى كه سابقا مريض‏خانه و امروز پس از آن‏كه ده ذرع از فضاى ميدان علاوه آن كردند به خيابان سپه موسوم شده است ساخته‌‏اند كه هيچ بنایى در عالم از اين بى‏‌مصرف‏تر و مهمل‏‌تر يافت نمى‌‏شود. فقط و فقط براى آن‏كه مجسمه نيم‏‌تنه (بوست) سردار سپه را وسط آن گذاشته و اشعار زيادى به خط … و جلى به كتيبه‏‌هاى آن در مدح و ثنا و شجاعت و پهلوانى سردار سپه به کاشی‌های ممتاز نوشته و بدان جا نصب كنند.»

ازجمله جنبه‌های تزیینی این اثر می‌توان به ساختار آجری آن اشاره داشت که نقش سازه‌ای را نیز ایفا می‌کند. جدای از هشت ستون آجری مدور، با سرستون‌هایی به نقش برگ کنگر، قاب‌بندی‌هایی از حصیرباف آجری در نمای جنوبی اثر وجود دارند که هر بیننده‌ای را مسحور خود می‌سازند. کاشی‌کاری‌های سردر نیز که موضوع نقوش آن پیشتر ذکر شد، فارغ از مباحث مربوط به تکنیک ساخت و آشفتگی نقوش در مرمت‌های بعدی، دارای رنگ‌هایی عالی و خطوطی زیبا هستند که به ‌کل اثر جلوه‌ای ویژه می‌بخشد.

از شاخص‌ترین تزیینات اثر باید به ٦ لنگه در فلزی آن اشاره داشت که هر یک بالغ‌ بر چند تن وزن دارند و همگی به شیوه ریخته‌گری در قورخانه آماده‌سازی شده‌اند. برای تزیین در‌ها از نقوش تجریدی (شبیه اژدها) یا نقش پرنده خیالی «هما» استفاده شده است. نکته مهم در در‌ها، به ساختار اصلی آن بازمی‌گردد که دارای هندسه‌ای منحصربه‌فرد هستند و نسبت به زمان ساخت، بسیار پیشرو و خلاقانه آماده‌سازی شده‌اند و حتی این شایبه را ایجاد می‌کنند که بدون در نظر داشتن پوسته بیرونی، ظرفیت‌های لازم برای تبدیل به یک عنصر تزیینی (نرده‌های جداکننده) را در خود دارند.

درخصوص نقش فلزی نیم‌تنه رضاخان در بخش فوقانی درها، حسین مکی به نقل از مرحوم مدرس نظر ایشان را چنین ذکر کرده است: «هنگامی‌که سردار سپه سردر میدان مشق (باغ ملی) را ساخته بود، در بالای هلال دو مجسمه کوچک هم ساخته، نصب کرده بودند که هم از درون و هم از برون مجسمه رضاخان بود، مثل‌ این‌که دو مجسمه را در یک قالب ریخته، بعدا پشت آنها را به هم چسبانیده بودند. روزی یکی از طرفداران سردار سپه از مدرس پرسیده بود که ساختمان سردر میدان مشق چطور است. مدرس در جواب گفته بود: مجسمه بالای سردر مثل رضاخان دورو است».

نمای داخلی اثر به لحاظ تزیینات کمابیش از نمای جنوبی تبعیت می‌کند، با این تفاوت که آجرکاری آن به‌مراتب ساده‌تر اجرا شده است و به‌جای ستون‌های مدور، سه ضلع از دو برج هشت‌ضلعی با عقب نشستگی و تزیینات کاشی‌کاری (لژیون قزاق با لباس‏ها، کلاه‏ها و سلاح‏های ویژه خودشان) جایگزین شده است اما دو قاب از کاشی‌کاری‌های نمای شمالی به‌مراتب از سایر قاب‌ها متفاوت است و نقوش آن به‌نوعی با ایجاد تصویری سه‌بعدی، مدرن به شمار می‌رود. در طبقه فوقانی نیز سه قاب پنجره متقارن در دو جبهه شمالی و جنوبی واقع شده که براساس مستندات تاریخی، قاب میانی ابتدا به ‌ساکن فاقد شیشه‌خور بوده و چشم‌انداز کاملی نسبت به محوطه میدان مشق را در اختیار قرار می‌داده است. در ادوار بعدی و به‌واسطه تغییر کاربری سردر، دو عدد چوب چهارتراش به‌صورت صلیبی به میانه قاب اضافه شده، با افزودن زوار، امکان شیشه‌گذاری را فراهم کرده‌اند.

پوشش نهایی با استفاده از خرپای چوبی و شیروانی اجرا شده است. در دو اتاق شرقی و غربی این ساختار، به ساده‌ترین شکل ممکن اجرا شده‌، در ساختار میانی طی پنج مرحله انتقال نیرو، از دو عنصر قوس‌دار (مقعر و محدب) و برای ساخت هر یک از قوس‌ها، از چهار قطعه متوالی و وصله‌هایی جانبی استفاده شده است. با توجه به استفاده از چوب‌هایی با ابعاد متغیر، معمولا شکل هندسی به‌دست ‌آمده یکدست نبوده و بعضا مجبور به استفاده از لقمه‌هایی برای تسطیح زیرسازی شیروانی‌کوبی شده‌اند. مهم‌ترین عناصر سازه‌ای در مجموعه میانی، یک دیرک قائم با قطر تقریبی ١٨ الی ٢٠ سانتی‌متر است که به کمک تیرهای افقی، نیروهای وارده را به دیوارهای جانبی منتقل کرده، در ترازهای بالاتر، خود پذیرای عناصر ثقلی دیگر است. بخشی از این نیروها نیز به کمک ٦ عدد ستون کمکی در چهار کنج و میانه طولی دیوارها مهار می‌شوند.

با احداث باغ ملي در‌ سال ١٣٠٧ ﻫ.ش، سردر میدان مشق به سردر باغ ملي معروف شد و با وجود تخریب اين باغ در‌ سال ١٣١٢ﻫ.ش، نام آن همچنان روي سردر باقي‌مانده است. احداث باغ ملی بسیار مورد توجه مردم و روشنفکران آن زمان قرار می‏گیرد، به‌طوری‌که بسیاری خواهان احداث باغ‏های مشابه در تهران و دیگر شهرها می‌‏شوند. در مطلبی که در ١٣ مهرماه ١٣٠٧شمسی در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید آمده است:
«این اسم، اندک زمانی است به گوش‏‌ها آشنا شده است. پارسال این وقت باغ ملی نداشتیم و خوشبختانه حالا دارای باغ ملی هستیم. باغ در طهران اطراف شهر زیاد است. باغ‏های بزرگ و مصفا و پارک‏های مجلل و آراسته متعدد موجود است، ولی باغی که درواقع تفرجگاه عمومی باشد و شب و روز محل استفاده و تفریح عامه قرار گیرد وجود نداشت. راستی برای طهران مرکز و پایتخت ایران باستانی ناشایسته است و باورنکردنی بود که باغ ملی نداشته باشد درحالی‌که که امروزه در اروپا هر دهکده یک باغ ملی و هر شهر کوچکی چندین باغ ملی و تفرجگاه عمومی دارد. این باغ در قسمت غربی میدان مشق از چندی به این‌طرف رسما دایر شده و از عصر الی پاسی از شب گذشته، صدها مرد و زن در خیابان‌ها و کنار باغچه‌های پر از گل و ریاحین و ازهار دیده می‌شوند که ایابا و ذهابا قدم می‌زنند و گردش می‌کنند و به تفرج در آن‌جا اشتغال می‌یابند. نمی‌دانم اولیاء بلدیه چه نظریاتی دارند و آیا این باغ ملی را به همین حال می‏‌گذارند و یا اقناع نشده تکمیل خواهند کرد؟» (رک روزنامه اطلاعات- ١٣ مهرماه ١٣٠٧ شمسی).
با احداث دو ساختمان شرکت نفت ایران و انگلیس و اداره‏ پست بلدیه در همان سال‌ها، دو پست نگهبانی واقع در قسمت غربی و شرقی سردر تخریب می‏‌شود و منظره زیبا و منفرد بنای سردر تا حدودی تحت‌تأثیر دو بنای مجاور خود قرار می‏‌گیرد.

کلاه‌ فرنگی تهران‌نشینان
دیگران را هم سهیم کنید
لینک کوتاه: http://tehdooni.com/b0jlo