تهران تا شمال؛ و باغ‌های گمشده

دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۵ – روزنامه اعتماد

تا تقویم خبر از تعطیلی دو، سه روزه می‌دهد، تهران نشینان قصد سفر می‌کنند. سفر به کجا؟ عمدتا شمال کشور. بالاخره شرایط سفر به شمال به گونه‌ای است که معمولا هزینه آنچنانی ندارد و برای یک خانواده تهران نشین مثلا چهار نفره با درآمد متوسط، شمال رفتن شدنی‌تر است، تا سفر به هرجای دیگری که لازمه‌اش مثلا حمل و نقل هوایی باشد.

از طرفی بالاخره طبیعت شمال کشور هم دلپذیر است و دور شدن برای دو، سه روز از همین تهران خاکستری هم لابد غنیمتی است. امروزه، تهران شهری خاکستری است. خاکستری، نه صرفا از بابت هوایی که عموما آلوده است و خیلی از روزها، انگار گردی خاکستری روی چشم‌اندازهای شهر پاشیده‌اند. تهران امروز، پر است از ساختمان‌های متراکم و ناهنجار که مجالی برای نفس کشیدن نمی‌دهد.

در همین تعطیلات چند روزه اخیر، تصاویر جاده‌های منتهی به شمال کشور در رسانه‌ها به شکل وسیعی منتشر شد. گویا ترافیک سنگین ماشین‌ها، باعث شده بود خیلی‌ها کنار جاده چادری بزنند و زیراندازی پهن کنند و چند ساعتی استراحت کنند. یا اینکه، گویا در ترافیک سنگین تونل کندوان، افرادی مشکل تنفسی پیدا کرده بودند و راه گریزی هم نداشتند. تصاویر را که نگاه می‌کردم از ذهنم گذشت آیا اگر شهر تهران در این حد متراکم نبود، اگر ساختمان‌ها و برج‌ها یکی یکی به جای باغ‌ها سبز نشده بودند، و باغ‌های پرشمار این شهر، تا این میزان تخریب نمی‌شدند، آیا به بهانه هر تعطیلی دو، سه روزه، تهران نشینان مثل جن‌زده‌ها از شهر فرار می‌کردند تا برسند به جایی که طبیعت دلپذیری داشته باشد و‌دار و درختی؟

مدتی پیش در کتاب برگ‌هایی از تاریخ تهران، نوشته داریوش شهبازی، مطلبی می‌خواندم با عنوان تهران و باغ‌های گمشده‌اش. تعبیر باغ‌های گمشده، اشاره دارد به تعداد زیادی از باغات تهران از دوران صفویه، تا به امروز؛ که در مقاطع مختلف تاریخی به دلایل مختلفی از بین رفته‌اند. نویسنده به عنوان مثال به باغ عیش آباد، در شمال عشرت آباد یا باغ هفت حوض در گلوبندک اشاره می‌کند.

حالا اگر بخواهیم کمی از این باغ‌هایی که بیش از صد سال پیش از بین رفته‌اند بگذریم و مقداری هم به یکی، دو دهه اخیر بپردازیم، واقعیت این است که در این ٢٠،١٠ ساله، بسیاری از باغ‌های مناطق شمال، غرب و شمال غربی تهران، از بین رفته‌اند. چرا؟ جواب ساده است. جریان قدرتمند ساخت و ساز، بسیاری باغ‌ها را بلعیده و به جای آن ساختمان و برج ساخته.

گزارش‌های شورای شهر در رابطه با تخریب باغات تهران این موضوع را نشان می‌دهد. اصلا کاری هم به گزارش‌های شورای شهر نداشته باشیم، کافی است عکس‌های هوایی امروز و یکی، دو دهه پیش مربوط به این مناطق تهران را با هم مقایسه کنیم.

وقتی تصاویر ترافیک سنگین جاده چالوس و تونل کندوان و حوالی آن را نگاه می‌کردم، به نظرم رسید حتما نسبتی هست بین این همه اصرار پایتخت‌نشینان به فرار از تهران از یک سو، و تهرانی که جریان لجام گسیخته و حریص ساخت و ساز باغ‌های پرشمار قدیمی‌اش را به یغما برده؛ چه با مصوبه‌ها و ضابطه‌هایی که نتیجه‌اش از بین رفتن تدریجی باغ‌های این شهر در شکل و ظاهری قانونی بوده و چه با هر نوع اقدامی برای از بین بردن و خشکاندن باغ‌های این شهر.

اگر پایتخت اینقدر خاکستری نبود، اینقدر متراکم نبود، و اگر در میانه ساختمان‌ها و برج‌های پایتخت، باغ‌های قدیمی این شهر رو به پایتخت‌نشینان گشاده‌رویی می‌کردند، این تعداد از پایتخت‌نشینان به بهانه هر تعطیلی دو، سه روزه، تا این میزان به سمت استان‌های شمالی سرازیر می‌شدند؟

لینک کوتاه: https://tehdooni.com/chbxc

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − 2 =